الشيخ أبو الفتوح الرازي

245

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

نگهبانش و نعمت ( 1 ) بر شما تمام كردم به ولايت اهل البيت و دين اسلام از شما پسنديم ( 2 ) كه تسليم نفس است فرمان ما را و چون قولهاى ديگر تأمّل كنى بدانى كه به نظم و سياقت آيت اين لايقتر است . قولى دگر ( 3 ) در آيت ( 4 ) اين است كه آيت روز عرفه آمد به حجّة الوداع و معنى آن است كه چون ( 5 ) آيت فرستاد فرايض و حدود و معالم دين از حلال و حرام و امر و نهى بتمامى فرستاده بود و پس از اين ، امر و نهى و نسخ ( 6 ) و تغيير و تبديلى نيامد و رسول - عليه السّلام - پس ( 7 ) نزول اين آيت هشتاد ( 8 ) روز بيشتر در دنيا نبود تا با جوار رحمت ايزدى رفت . و اين قول عبد اللَّه عبّاس است و سدّى و جماعتى ( 9 ) مفسّران . سعيد جبير گفت و قتاده : معنى آيت آن است كه دين شما تمام كردم به اتمام حج و افراد و تخصيص شما به اين تشريف تا هيچ مشرك را با شما در اين هيچ مشاركت نيست و با شما حج نكنند و برهنه گرد خانه طواف نكنند . زجّاج گفت : معنى آن است كه كار دشمنان كفايت كردم كه دين و ملك آنگه تمام باشد كه آن را منازعى قاهر نبود ( 10 ) و از ائمّهء ما روايت كردند و از جماعتى صحابه چون جابر عبد اللَّه انصارى و ابو سعيد الخدرىّ و غيرهما كه چون رسول - عليه السّلام - در غدير خم ( 11 ) خطبه كرد و در او ذكر و تقرير ولايت امير المؤمنين على كرد آن مجمع پراكنده نشد تا اين آيت آمد كه : * ( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي ) * . رسول - عليه السّلام - گفت : الحمد للَّه الَّذي جعل كمال الدّين و تمام النّعمة و رضاه برسالتي و بولاية عليّ من بعدي . و روايت كرده‌اند از طارق بن شهاب كه او گفت : مردى از جملهء احبار جهودان بنزديك عمر بن الخطَّاب آمد و گفت : آيتى در كتاب شما بر پيغامبر ( 12 ) شما فرود آمد

--> ( 1 ) . مر : خود . ( 2 ) . وز ، لب : بستديم ، تب ، مر ، لت : پسنديدم ، آج : پسنديديم . ( 3 ) . مر ، لت : ديگر . ( 4 ) . مر : روايت . ( 5 ) . وز ، تب ، آج ، لب اين . ( 6 ) . آج ، لب : فسخ . ( 7 ) . مر ، لت از . ( 8 ) . مر و دو . ( 9 ) . مر از . ( 10 ) . مر : نباشد . ( 11 ) . مر اين . ( 12 ) . مر ، لت : به پيغمبر .